X
تبلیغات
رایتل

تاریخچه برچسب وهابیت

سه‌شنبه 15 اسفند‌ماه سال 1391

تاریخچه برچسب وهابیت

برچسب «وهابیت» یکی از حیله‌های دولت استعمارگر انگلیس و دشمنان دین اسلام است که از آن در مقاطع مختلف زمانی برای از هم پاشیدن اتحاد امت اسلامی بهره گرفته و می‌گیرند؛ چنان‌که تاریخ اسلام بر این امر گواهی می‌دهد که دولت استعمارگر و روباه مکار غرب یعنی انگلیس، از این حربه در زمان اشغال کشور هند برای از پا درآوردن مجاهدان اسلام در مبارزه نظامی و فرهنگی علیه آن‌ها استفاده کرد؛ همان‌طور که امروزه از مارک تروریست برای خشکاندن حکم جهاد «علیه کفر و موانع آن» استفاده می‌شود. در این مورد رجوع شود به کتاب «عقیده اهل‌سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت» ترجمه‌ی کتاب «المهند علی المفند» که به وسیله‌ی علمای حنفی دِیِوْبَنْدْ هندوستان برای نفی تهمت‌ بدعت و وهابیت از آن‌ها تحریر گردید؛ تهمتی که در حقیقت به وسیله‌ی دولت استعمارگر انگلیس برای از پا درآوردن مجاهدان اسلام که علیه انگلیس به پا خاسته بودند، در جامعه پدید آورده شده بود و این کتاب به‌وسیله‌ی مولانا عبدالرحمان چابهاری حفظه‌الله برای نفی تهمت از علمای بلوچستان که شاگردان دیوبندند و به وهابیت متهم شده‌اند ترجمه گردید که در نوع خود عقیده‌ی اجمالی علمای اهل‌سنت مذهب احناف در کشورهای هندوستان، پاکستان و ایران است.

آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر معظم کشور عزیزمان در کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» به این واقعیت اشاره کرده و می‌نویسد«یکی از حربه‌های کوبنده‌ای که دستگاه استعمار بر ضد این جمعیت (علمای هند) به‌کار می‌برد، متهم ساختن آنان به وهابی‌گری بود  این تهمت در همان اوایل یعنی در دوران حیات عرفان شهید سید احمدعرفان  به ثمر رسیده بود و انگلیسی‌ها و سیک‌ها توانسته بودند بدان وسیله بعضی از افراد بی‌اطلاع و مسلمان را وادار به خیانت کرده و بر او بشورانند و با این تدبیر او و مرید و همکارش، شاه اسماعیل شهید   را در سال 1831 از بین ببرند و در دوران پس از انقلاب، سال 1857میلادی هم که پیروان (عرفان) سرسختانه با انگلیس‌ها می‌جنگیدند این تهمت به‌صورت سلاح قاطعی در اختیار انگلیسی‌ها بود که در هر فرصت مناسب از آن استفاده می‌کردند و از جمله؛ ُعلمایی را که در امور سیاسی دخالت ورزیده و مردم را به مبارزه با انگلیس دعوت می‌نمودند، در نظر عوام منفور می‌ساختند و تا کنون این حربه، هم‌چنان باقی است و نقش شیطانی خود را که همان ایجاد فاصله میان قشرهای وسیع مسلمین است، ایفا می‌کند.» (کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» ص 35 ـ 36 چاپ تیرماه سال 1347.»  

متن کامل این نوشته در ادامه مطلب وجود دارد

تاریخچه برچسب وهابیت

برچسب «وهابیت» یکی از حیله‌های دولت استعمارگر انگلیس و دشمنان دین اسلام است که از آن در مقاطع مختلف زمانی برای از هم پاشیدن اتحاد امت اسلامی بهره گرفته و می‌گیرند؛ چنان‌که تاریخ اسلام بر این امر گواهی می‌دهد که دولت استعمارگر و روباه مکار غرب یعنی انگلیس، از این حربه در زمان اشغال کشور هند برای از پا درآوردن مجاهدان اسلام در مبارزه نظامی و فرهنگی علیه آن‌ها استفاده کرد؛ همان‌طور که امروزه از مارک تروریست برای خشکاندن حکم جهاد «علیه کفر و موانع آن» استفاده می‌شود. در این مورد رجوع شود به کتاب «عقیده اهل‌سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت» ترجمه‌ی کتاب «المهند علی المفند» که به وسیله‌ی علمای حنفی دِیِوْبَنْدْ هندوستان برای نفی تهمت‌ بدعت و وهابیت از آن‌ها تحریر گردید؛ تهمتی که در حقیقت به وسیله‌ی دولت استعمارگر انگلیس برای از پا درآوردن مجاهدان اسلام که علیه انگلیس به پا خاسته بودند، در جامعه پدید آورده شده بود و این کتاب به‌وسیله‌ی مولانا عبدالرحمان چابهاری حفظه‌الله برای نفی تهمت از علمای بلوچستان که شاگردان دیوبندند و به وهابیت متهم شده‌اند ترجمه گردید که در نوع خود عقیده‌ی اجمالی علمای اهل‌سنت مذهب احناف در کشورهای هندوستان، پاکستان و ایران است.

آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رهبر معظم کشور عزیزمان در کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» به این واقعیت اشاره کرده و می‌نویسد«یکی از حربه‌های کوبنده‌ای که دستگاه استعمار بر ضد این جمعیت (علمای هند) به‌کار می‌برد، متهم ساختن آنان به وهابی‌گری بود  این تهمت در همان اوایل یعنی در دوران حیات عرفان شهید سید احمدعرفان  به ثمر رسیده بود و انگلیسی‌ها و سیک‌ها توانسته بودند بدان وسیله بعضی از افراد بی‌اطلاع و مسلمان را وادار به خیانت کرده و بر او بشورانند و با این تدبیر او و مرید و همکارش، شاه اسماعیل شهید   را در سال 1831 از بین ببرند و در دوران پس از انقلاب، سال 1857میلادی هم که پیروان (عرفان) سرسختانه با انگلیس‌ها می‌جنگیدند این تهمت به‌صورت سلاح قاطعی در اختیار انگلیسی‌ها بود که در هر فرصت مناسب از آن استفاده می‌کردند و از جمله؛ ُعلمایی را که در امور سیاسی دخالت ورزیده و مردم را به مبارزه با انگلیس دعوت می‌نمودند، در نظر عوام منفور می‌ساختند و تا کنون این حربه، هم‌چنان باقی است و نقش شیطانی خود را که همان ایجاد فاصله میان قشرهای وسیع مسلمین است، ایفا می‌کند.» (کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» ص 35 ـ 36 چاپ تیرماه سال 1347.»  

بعد از خروج انگلیس از هندوستان، لفظ «وهابی» در میان امت مُسْلمه در اصل به کسی اطلاق می‌شد که تقلید ائمه‌ی اربعه را ترک می‌کرد، ولی بعداً کاربرد لقب مذکور وسعت گرفت و سنگین‌ترین فشار خود را بر دوش اشخاصی آورد که به سنت سَنیّه عمل کرده و از بدعات سیّئه دوری می‌جستند و از رسوم قبیحه اجتناب می‌ورزیدند؛ حتی کار به جایی کشیده شده بود که اگر مسلمانی بنابر علم و غیرت ایمانی کسی را از اعمال خلاف سنت در جامعه و قبرستان منع می‌کرد او را به لقب «وهابی» ملقب می‌کردند و فرقی هم نمی‌کرد که فرد مذکور از چه طبقه‌ای ‌باشد (علماء یا عوام) و تدریجاً کلمه‌ی «وهابی» چنان گسترش یافته که امروزه به جای یک لفظ فحش و دشنام از آن استفاده می‌شود.

   (فی شرح المناسک لملا علی القاری الحنفی  باب زیارت روضة اقدس: «و لا یطوف ای لایدور حول البقعة الشریفة لانّ الطواف من مختصات الکعبة المنیفة فیحرم حول قبور الانبیاء و الاولیاء و لا عبرة بما یفعله العامة الجهلة و لو کانوا فی صورة المشایخ و العلماء» (بنقل از ج 2 ص 153 فتاوی دارالعلوم «امداد‌المفتین» دیوبند کراچی). کذا فی البحر و النهر و فی البنایة فی الشرح الهدایه: ج 3/540 فی آخر باب الجنائز: لایمسح القبر و لایقبله و لایمسه فان ذلک من عادة النصاری قال ما ذکروه صحیح و قال الزعفرانی: لایستلم القبر بیده و لایقبله قال و علی هذا مضت السنة و ما یفعله العوام الان فهو من البدَع المنکرة شرعاً‌ و فی المراح لو طاف حول المسجد سوی الکعبة یخشی علیه الکفر. و نظیره فی الهندیه ج5/351 کتاب الکراهیة، الباب السادس عشرة مختصراً)

پس شما ای برادر و خواهر مسلمانم! متوجه باشید که اگر گروه یا اشخاصی را در مناطق اهل‌سنت به این نام مشهور کرده‌اند، دلیل بر آن نیست که عقیده و اعمال آن‌ها فاسد است، بلکه در بسیاری موارد این بدان معناست که او سنی واقعی و عامل به سنت و بیزار از بدعت (اعمال خلاف سنت) بوده که در ارتکاب معصیت و عمل ناروا از خداوند متعال ترسان و برحذر است و از آن‌جایی که آن‌ها مردم را در اعتقاد و عمل به قرآن و سنت دعوت می‌دهند بعضی از اشخاص کم علم و بعضاً مُغرض از موقعیت اجتماعی خود سوءاستفاده کرده و ‌آن‌ها را در انظار عموم مردم بی‌دین و گمراه جلوه می‌دهند و چه بسا باعث طرْدَ آن‌ها از جامعه‌ی اهل‌سنت گشته و کار را به جایی رسانده‌اند که مسلمان بی‌نماز نیز از سلام و احوال‌پرسی با آن‌ها احساس کینه و حقارت می‌کند و این همان بشارت و هشداری است که در حدیث شریف به نسبت عاملان سنت و تبلیغ کنندگان بدعت در احادیث شریف بیان شده است؛ چنان‌که صاحب تفسیر «روح البیان» سوره بقره آیه 123  علامه اسماعیل حقّی حنفیO در این مورد حدیثی را روایت کرده که ترجمه آن چنین است

نبی اکرم (ص) فرموده‌اند: «در آینده چنین حالتی بر امت من (به علت دوری از علم) خواهد آمد که سنت‌ها بی‌ارزش دانسته خواهند شد و اعمال جدیدی که خلاف سنت من (بدعت) است در میان مردم جایگزین آن‌ها می‌گردد، حتی کار به جایی می‌کشد که پیروان سنت من در آن زمابن تنها و بی‌یار و یاور خواهند بود، ولی پیشوایی که بدعت‌های مردم را تأیید کرده و پیرو خواهشات آن‌ها گردد، پنجاه نفر یا بیش‌تر پیرو و حامی صمیمی خواهد داشت.»

اصل ریشه‌ی تهمت وهابیت به حدود 300 سال قبل بر می‌گردد؛ مسئله‌ای که در میان حکومت مسلمان دولت «عثمانی» و «آل‌سعود» اتفاق افتاده و هیچ ربطی به مردم مسلمان مناطق اهل‌سنت ندارد و چنین جماعتی (وهابی) در اکثر مناطق اهل‌سنت تشکل و انجمن جداگانه‌ای برای خود ندارند؛ البته ما منکر لغزش‌های فکری و عملی برخی از علماء در مناطق مختلف که از آن علائم وهابیت محسوس می‌گردد، نیستیم؛ از جمله عدم پایبندی به مذهب خاص، تشدد و تک‌روی در مسائل اعتقادی، حکم تکفیر مسلمانان به اعمال کفری و اعتقادات شرکی و... ،  ولی از آن‌جایی که علمای حق، در احیاء و زنده نگه‌داشتن سنت و از بین بردن بدعت سعی کافی مبذول می‌دارند، مسلمانانی که از مسائل فقهی در مذاهب چهارگانه آگاهی ندارند بر آن‌ها غضبناک شده و بدون ارائه‌ی دلیل شرعی و فقهی، آن‌ها را به «وهابیت» متهم می‌سازند، در حالی که آن‌ها (یعنی علمای حقانی) از چنین تهمتی فرسخ‌ها فاصله دارند.

مولانا محمدعمر سربازی  در فتاوای منبع‌العلوم ج1/287 و ص 297 در جواب سؤالی می‌فرمایند: الاستفتاء: فرق مابین مسلمان اهل‌سنت و وهابیت چیست؟ الجواب بسم ملهم الصواب: بین اهل‌سنت و وهابیت از حیث دین فرقی نیست، وهابی و سنی هر دو مسلمان‌اند. بین وهابی نجدی و میان مقلدین مذاهب چند فرق هست؛ اول این‌که وهابیها قائل به تقلید نیستند، دوم این‌که تصوف را منکرند، سوم توسل بالاموات را مطلقاً نفی می‌کنند و و و. وهابی در حقیقت گروهی هستند که اتباع شیخ محمد بن عبدالوهاب نجدی می‌کنند و ایشان غیر مقلداند، تقلید ائمه نمی‌کنند ... ایشان خود را در این وقت سلفی و حنبلی می‌گویند. این گروه موحدند ولی غالی (غلو کننده در مسائل) و متعصب‌اند. در هند و پاکستان چون بدعتیان و بریلویان و رضاخانیان ضد علمای دیوبند شدند؛ چرا که دیوبندیان ضد و دشمن رسوم و بدعات بودند و این خلاف هدف و مرام مبتدعان بود، حالا می‌خواستند که علمای دیوبند را در جلو (مقلدین) ائمه بدنام کنند، همین لقب «وهابی» را گرفته بر ایشان اطلاق کردند تا مسلمانان مقلدین ائمه، از دیوبندیان بدبین گردند وگرنه علمای دیوبند و دیوبندیان مقلد خاص (ائمه و امام اعظم L) هستند و مارک وهابی به  آن‌ها هیچ مناسبت ندارد مگر این که مراد از «وهابی»، وهّاب نام خدا باشد؛ پس دیوبندیان هم به این معنا وهابی‌اند. (پایان کلام مولانا سربازی )

در ضمن متوجه باشیم که ما بین مشرک و مبتلا شدن مسلمان به شرک و ما بین کافر و مبتلا شدن مسلمان به کفر فرق‌های زیادی وجود دارد و مشرک و کافر قرار دادن مسلمانان به اعمال و اعتقاد شرکی و کفری (مثل: ریا، قسم به غیرخدا، تعویذات غیر شرعی، منسوب کردن پیش‌آمدها به ماه و ستاره و ...) به صورت مطلق اشتباه بزرگی می‌باشد؛ چنان‌که مفتی اعظم پاکستان علامه محمدشفیع عثمانی  در «امدادالمفتین» ج 2/127، کتاب «الایمان والعقائد» در مورد حکم کسی که به مسجد اهانت کرده است می‌فرمایند: الفاظ مندرجه سؤال مسجد کی گولی مارو توهین مسجد پر مشتمل هین اور کلمه کفر هین لیکن کسی جمله کا کفر هونا اور چیزهی اور اوس کی کهنی والی کو کافر قرار دینا اور چیز، اس لئی محض کلمه کفر زبان سی نکلتی هی کسی مسلمان پر کفر و ارتداد کا حکم لگانا سخت غلطی هی ... یعنی: الفاظ مندرج در سؤال که مشتمل بر فحش دادن به مسجد است کلمه اهانت به مسجد و کفر می‌باشد، اما کلمه‌ی کفر گفتن چیزی جداگانه است و گوینده را به گفتن کلمه کفر، کافر قرار دادن مسئله‌ای دیگر است؛ لهذا با به زبان آوردن کلمه‌ی کفر، مسلمان را (به صورت مطلق) کافر قرار دادن اشتباه بزرگی است ...

ضمنا مسئله سلفیت وعقیده اهل سنت در مورد بطلان و  رد این فرقه ضاله واضح وآشکار است  واین فرقه شکل افراطی وانحرافی وهابیت می باشد ولازم است بدانید که در حال  حاضرمذهب وعقیده ای به نام وهابیت وجود ندارد وهابیتی که در قدیم از آن نام برده می شد الان به نام سلفی واهل حدیث وجود دارد و به صورت یک اقلیت ناچیز در بعضی از کشورها پراکنده اند.

البته الان  تاریخ دارد تکرار دارد  واین سیاست استعماری انگلیس  به وسیله ی عده ای متملق وچاپلوس ابزاری برای اتهام اهل سنت ایران به وهابیت  شده تا از حساسیت حکومت جمهوری اسلامی  نسبت به فرق باطله  سوء استفاده کرده به قصد خودشیرینی و نزدیکی به حکومت و ورسیدن به پست ومقام دولتی یا  خالی کردن عقده تعصبات قومی و قبیله ای یا به قصد تسویه حساب های شخصی باعث ایجاد فتنه واختلاف میان سنی وشیعه شده وحدت جامعه اسلامی ایران را به هم بزنند امیدوارم مسئولان هوشیارباشند وبه چنین افراد فرصت ابراز وجود ندهند .این معضل در استان سیستان وبلوچستان بیشتر به چشم می خورد.الحمد لله در چند سال اخیر کمرنگ تر شده است ولی باز هم وجود دارد.

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد